شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نامت از دهان شهر بخار می‌شود 
در کوچه فریادی می‌شوی نزدیک به...

نامت از دهان شهر بخار می‌شود 
در کوچه فریادی می‌شوی نزدیک به...

جریان درد روی نبضم 
به‌طور منظم پخش می‌شود
چقدر تکراری...

قطار آرام از جاده‌ی ابر می‌گذرد 
آرام 
در شب...

قطار آرام از جاده‌ی ابر می‌گذرد 
آرام 
در شب...

شعرها

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید