شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شرط می‌بندم

شرط می‌بندم
نیمی از این زن
پای این درخت
که می‌خواهد برهنه باشد
به حوّا می‌ماند
گردنش یاقوتی‌ست
شب‌ها برای بردنش
دست‌درازی می‌کنند
خراش‌های ناخن را دارد
یک لحظه نمی‌آید
بنشیند
و بگوید
شرط‌بندی
روی آن درخت
و اسبی
که او را
تیمار نمی‌کنند
و اصلاً اهل سیب خوردن نیست
    به نفع کسی نمی‌باشد!؟

محمد قاری

تک نگاری

میبینمت حسین !

میبینمت حسین !

سید علی صالحی

شعرها

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

این روزا ...

این روزا ...

سیمین چایچی

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده