شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با پنبه‌‌های خیس نشاطِ زخم تازه‌تر نیست؟!
وقتی از کوبه، آرنجِ خاک سپرده...

و من ریسه‌های گندمی 
که در چکمه‌ی زنی به گُل نشسته باشد.
 ...

و من ریسه‌های گندمی 
که در چکمه‌ی زنی به گُل نشسته باشد.
 ...

پُرگیس‌تر از ابر
دردهای نمورِ من است
که درست
از مچِ دستم بافته...

آتش به دهان گرفته پاییز والسلام!
حالا مدام
 کج و راست شو درختِ نشئه‌ی...

شعرها

در باغ

در باغ

شاپور جورکش

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

برهنه ات به خانه می آید

برهنه ات به خانه می آید

فهیمه جهان آبادی