شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با پنبه‌‌های خیس نشاطِ زخم تازه‌تر نیست؟!
وقتی از کوبه، آرنجِ خاک سپرده...

و من ریسه‌های گندمی 
که در چکمه‌ی زنی به گُل نشسته باشد.
 ...

و من ریسه‌های گندمی 
که در چکمه‌ی زنی به گُل نشسته باشد.
 ...

پُرگیس‌تر از ابر
دردهای نمورِ من است
که درست
از مچِ دستم بافته...

آتش به دهان گرفته پاییز والسلام!
حالا مدام
 کج و راست شو درختِ نشئه‌ی...

تک نگاری

شعرها

تقویم پاییزی

تقویم پاییزی

بکتاش آبتین

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

یک تفنگ 

یک تفنگ 

مجتبی هژبری