تار

 ترک شرب بی‌پیر
ترکه‌ی تاکش به رگ زدم
گفت به ترکه‌ی تاکی تا  کِی کار من به تو و 
تار تو
بزن
در زخمه
تابستان زخم خشخاش‌های پیرم و
تاکستان زیر پوست من می‌رسد
به ترکه‌ی ترِ  تاکی
هر بار تاریک‌تر به خون خودم  تشنه و تار
ای بی‌خبر از شراب مدام ما
هم در می و هم پیاله‌اش نبوده‌ایم.

 

متولد  1355، بوشهر.  مجموعه‌های منتشر شده: 
«زن مخروط سیاه»، «یوسفی که لب نزدم»، «سینیور»