شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مادرانه‌ای برای کیان

یخ از خجالت آب شد با چشم دیدم
گفتی هوا سرد است با...

از دل چرخ گوشت درآورد گوشت را، کینه را، کدورت را
جای سیلی هنوز هم می‌سوخت، چسب زد...

تک نگاری

شعرها

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی