شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از دعاهای ناپیدای زمان‌های گذشته

از دعاهای ناپیدای زمان‌های گذشته
یکی این بود «خدا شیطان را به من نزدیک‌تر کناد»
ـ حتی از رگ گردن‌ـ
و گردن‌های درازی برای اجابت این رگ درازتر
از همان‌جای تاریخ 
تا همان
و رودها از گزند رتیل‌ها پا درآورند 
صاحب کتف زرافه‌ها شدند
گردن‌کشان با درازی زبان‌های آبی  
رتیل‌ها از آب‌ها گرفتند زرافه‌ها
و در صندوق‌های حصیریِ روباز
سپردند به باد روان
باد آیا جوان‌تر از گردهای تاریخ است؟
پیچان‌تر از برگ‌های تُرد شاه‌دانه؟
و ما 
که دودها را با دودها 
سوی خانه می‌بریم؟

 

شروین شاهوزی‌پور

تک نگاری

شعرها

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

زیبای همیشه غمگین

زیبای همیشه غمگین

سابیر هاکا