شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پلانِ نخستینِ در رؤیا:
 
من زیرِ نگاهِ هزار چشم از تو که باز...

بی‌شانه... بی‌زبان
دستی که بر شانه‌ی من داشتی، برداشتی 
اندک...

ما میان دو آن‌دو
خدایی شعله‌پوش
مایی همیشه غم‌جو
همیشه...

نورانور
رود و عود
آوازِ حضرتِ داوود
زبور
اِذکارِ وِرد و اورادِ...

تا حتی
حتی باز نمی‌شود با دندان
پیش و نیش فرسوده‌ست 
گره...

آن‌سو:
آهنگری نکرده‌ام
در بلخ
اما سر داده‌ام
در...

آن‌سو:
آهنگری نکرده‌ام
در بلخ
اما سر داده‌ام
در...

همیشه «پنجره­»ای از من است که تنها رو به درون دارد
حرف‌­ها...

با تو مختلف‌اَم!    
مِثلی از درخت
مِثلی از پرنده‌...

ماه لاغرانه غروب می‌کند
    در گوشه‌ی این جگر
...

ﻣﺎﺭی ﻛﻪ دُمش ﺭا ﺩﺭ ﺩهاﻥ ﻛﺸﻒ میﻛﻨﺪ
ﻗﻂﺎﺭیﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎی ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ می‌ﺭﻭﺩ
...

شعرها

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر

 عشق صورتی کاهگلی دارد

عشق صورتی کاهگلی دارد

مهدی اکبری فر

سرودِ طُرقه  که کور می‌شود

سرودِ طُرقه که کور می‌شود

میلاد کامیابیان