شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

غريبه ام با شهر

غريبه ام با شهر
با تو كه هميشه نيامدن را تمرين می كنی
با خودم كه مشق انتظار می نويسم
غريبه ام با زنان و مردان ِ همسايه ام
كه جنگ را دوست می دارند
سنگ را مقدس می دانند
و روی عشق با كفش راه می‌روند
غريبه مانده ام در تمام ايستگاه‌های جهان
نه قطاری مرا به جا می‌آورد
نه اتوبوسی
هوای پرواز هم اگر داشته باشم
در آسمان تمام شهرها
يك سقوط ِ حتمی‌ام
يك خبر تكراری
كنار ميز شام
در همهمه‌ی آدم‌هایی كه مرگ را
آهسته
با  چنگال
می‌ خورند.
 

لادن نیک‌نام

شعرها

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی