شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در ذهن ابر
در ذهن باد
تکه‌ای از ماه
لب‌پر می‌زند 

افسانه‌ها میل به غرق‌شدن دارند
این را
آلونزو کیشانو*
وقتی سر از...

به همه‌ی شهدای وطن به‌ویژه شهدای مرزبانی:

پسر بر دوش کوچه از غروب پادگان...

نوزاد بودی، خان رسید و شوهرت دادند
یک دستمالِ خونی و انگشترت دادند
یک دسته...

دختر سال‌های بعد از این!
دختر ماه‌های روشن‌تر
ساکن کوچه‌ی...

اگرچه خون به رگ مرده‌اش کپک زده است
به روی آینه‌ها خون ما شتک زده است
...

هی هی! بلند اختر بدفرجام
محبوبِ رجم و‌ سب شده ی بدنام
هی! مست می نخورده ی...

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است
سودابه‌ای از قصر کیکاووس برگشته است
...

گفته بودی که بازخواهی گشت
فصل خوب رسیدن انگور
با سبدهای سرخ برگشتند
...

خطر از بیخ گوش جسد گذشت
و زمین
با تنفس مصنوعی
 سوگواریش را پس...

چه ربطی دارد
پرده ای که کنار کشیده
 با در نیمه باز آن ماشین
پایین...

تک نگاری

شعرها

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

روی تخته بزرگ می نویسد A

روی تخته بزرگ می نویسد A

شهریار خسروی

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

در خطبه‌ی بی‌نقطه‌ی کویر

فریاد ناصری