شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حال یک شاهزاده را دارم داده بر باد تاج و تختش را

حال یک شاهزاده را دارم داده بر باد تاج و تختش را
مثل باغی که ناگهان طوفان می‌بَرَد آخرین درختش را
غربتم آن پرنده در مه بود که گلوله به دیدنش آمد
صبح باران گرفت و پوشیدند شاخه‌ها خون لَخت‌لَختش را
با خودم فکر می‌کنم یک روز نام این زن بهار خواهد شد
پس مبادا که باد بسپارد به زمستان کلید بختش را
با خودم فکر می‌کنم حتمن یک بهار دوباره در راه است
باغ از یاد می‌برد کم‌کم آخرین روزهای سختش را
 

سحر اسدی

تک نگاری

شعرها

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

تو میوه‌های منی 

تو میوه‌های منی 

محمد شمس لنگرودی

سلام بر همپیاله‌های من 

سلام بر همپیاله‌های من 

یونس هدایت مقدم

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی