شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک
می‌گویی و 
مراتعی اطراف دهانم آتش می‌گیرند 
که ابتدا کلام بود بین دو لب 
حالا چیز سفیدی 
چشمانم را پوشانده 
ما گذشتیم 
و تو هندسه‌ای دراز و معوج ماندی 
که پا در‌آورده 
و دست زیر چانه بردی 
بردی...
سر تیرک 
ایستاده‌ام 
و دلقکی سرخ 
میان دهانم 
دارد آب می‌شود.

سارا زارعی

شعرها

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

هم ‌بغض!

هم ‌بغض!

محمدعلی بهمنی

تا بوده

تا بوده

سیدعلی صالحی

ویدئو