شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک

دوستی پارچه‌ای سفید است بر سرخی  تیرک
می‌گویی و 
مراتعی اطراف دهانم آتش می‌گیرند 
که ابتدا کلام بود بین دو لب 
حالا چیز سفیدی 
چشمانم را پوشانده 
ما گذشتیم 
و تو هندسه‌ای دراز و معوج ماندی 
که پا در‌آورده 
و دست زیر چانه بردی 
بردی...
سر تیرک 
ایستاده‌ام 
و دلقکی سرخ 
میان دهانم 
دارد آب می‌شود.

سارا زارعی

شعرها

کلایه

کلایه

حامد بشارتی

تدفین

تدفین

داوود سعیدی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

ویدئو