شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خواب تمام نمی‌شود


خواب تمام نمی‌شود
باید به بیداری پنجره‌ها رجوع کنم
از چشم ماه
بیفتم به بی‌پناهی کلاغ‌ها در باران
و صفحه‌ی خیس رؤیای شبم را
روی تن تب بیندازم
دراز بکش
به موازات سایه‌ای رستگار
از خاطراتم 
خوابی را بیرون بکشم که تمام نمی‌شود
و تمام بشوم
در ریشه‌های یک درخت
که جهان
چیزی فراتر از ریشه‌های یک درخت گردو نیست
با سایه‌ای رستگار
و شاخه‌هایی که از خواب‌های من می‌گذرد.

مهدی اکبری فر

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی