شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نگاه غنچه

با من نگاه غنچه به باغ است 
پرطلب 
دستان باغبان پیر مرا باید 
اینک 
از سر شوق 
تا بشکفم دل خونین 
به نطع سبز شکیب.
دستی مرا نکوست
که در شیارهای زیادش
راهی به کهکشان شیری عطوفت 
نهفته است.
پرچین باغ مرا باید 
تا در امان باشم
از تطاول ضُجرت پاییز.

علی‌اکبر فرهنگی

تک نگاری

چگونه شعر بنویسیم؟

چگونه شعر بنویسیم؟

ترجمه‌ی نازیار عُمرانی

شعرها

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن