شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نگاه غنچه

با من نگاه غنچه به باغ است 
پرطلب 
دستان باغبان پیر مرا باید 
اینک 
از سر شوق 
تا بشکفم دل خونین 
به نطع سبز شکیب.
دستی مرا نکوست
که در شیارهای زیادش
راهی به کهکشان شیری عطوفت 
نهفته است.
پرچین باغ مرا باید 
تا در امان باشم
از تطاول ضُجرت پاییز.

علی‌اکبر فرهنگی

تک نگاری

شعرها

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

تنهایی

تنهایی

محمود بهرامی

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان