شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تا شوقم تقاضا که می‌گیرد، از لبریز حیرتم خالی می‌شود سر تسلیم آفتاب افتادم،...

تا شوقم تقاضا که می‌گیرد، از لبریز حیرتم خالی می‌شود سر تسلیم آفتاب افتادم،...

میان فرکانس عصرهای صورتت کوچه  
در نمای مرفین پلاستیکی می‌شکند، روی...

من‌ از حروف صدادار اسب آمده‌ام
 ـ بسیارم ـ اندام گوزن را می‌چیند،...

از آن‌جایی که می‌شود  ـ بایدم ـ را  درخت چنار نامید. از همین‌جاست؛...

به‌شدت درخت که می‌شوم به تایپ شکوفه می‌رسم، دقیقاً بکارت دریا گوش بود؛ که من...

تک نگاری

ضد شعر

ضد شعر

هادی محیط

شعرها

دست نگه دارید‌!

دست نگه دارید‌!

فرخنده حاجی زاده

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی