شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

قطار آرام از جاده‌ی ابر می‌گذرد

قطار آرام از جاده‌ی ابر می‌گذرد 
آرام 
در شب فرومی‌بارم 
نمی‌دانم 
دارم می‌روم یا دارم می‌آیم 
دارم می‌نشینم یا دارم بلند می‌شوم 
نمی‌دانم 
دارم می‌خوابم به گمانم 
شاید سرم گیج می‌رود
خواب می‌بینم در گهواره تکانم می‌دهند 
نه 
حرکت تکراری جسم قطار است بر بستر ریل 
که چشمم سنگین می‌شود 
یا شاید 
دارم عادت می‌کنم 
به تپه‌های سفیدی که از پنجره می‌گذرد 
و نورهایی که از جلوی چشمم می‌دوند 
نمی‌دانم 
دارم می‌رسم یا دارم دیر می‌شوم 
نمی‌دانم ساعت چند است
و تا آن ایستگاه آخر 
چند لحظه مانده است.

گلاله هنری

تک نگاری

نیم قرن خاص بودن

نیم قرن خاص بودن

سیامک بهرام پرور

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی

ویدئو