شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

همین که می‌رسی

همین که می‌رسی
از سیب‌های پلاسیده بر درخت می‌گویی
از درخت‌های خشکیده در باغ
از قورباغه‌های سرگردان
و جیرجیرک‌های خاموش...
دهان زمستانیت را ببند
در این جا پیله‌ها دارند پروانه می‌شوند...
اینک بنشین و تماشا کن
قد کشیدن درخت انگور را 
که چه مستانه از نرده‌ها بالا می‌رود
گنجشک‌ها  می‌رقصند
کلاغ‌ها کِل می‌کشند
و سرباز برجک نگهبانی
هر روز 
منتظر دختری است که 
بیاید و انگور بچیند.

محمدجواد هاشمی

تک نگاری

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی

کلایه

کلایه

حامد بشارتی

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی