شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شخصیت تاریخی

اسفندیار رویین‌تن 
از قوزک عریان‌اش شکست خورد 
وقتی چشم‌ها را می‌پایید.
نماز پسین را بر نعش او 
سرگین‌غلتان‌ها خواندند 
و رؤیاهایش را با خود بردند؛
کمی شعله‌ی تاریک و
کمی ریگ بادرُفته.

پرنده‌های عصر 
در درختچه‌ای از چشم لانه‌کرده‌اند
با پاشنه‌ای آهنین 
و پرواز بامداد را 
انتظار می‌کشند.

روزبه آغاجری

شعرها

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

اردبیل بایراغی

اردبیل بایراغی

مهدی آقازاده

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

سیم‌های یک بمب ساعتی

سیم‌های یک بمب ساعتی

گروس عبدالملکیان