شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شخصیت تاریخی

اسفندیار رویین‌تن 
از قوزک عریان‌اش شکست خورد 
وقتی چشم‌ها را می‌پایید.
نماز پسین را بر نعش او 
سرگین‌غلتان‌ها خواندند 
و رؤیاهایش را با خود بردند؛
کمی شعله‌ی تاریک و
کمی ریگ بادرُفته.

پرنده‌های عصر 
در درختچه‌ای از چشم لانه‌کرده‌اند
با پاشنه‌ای آهنین 
و پرواز بامداد را 
انتظار می‌کشند.

روزبه آغاجری

تک نگاری

شعرها

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی

این روزها،

این روزها،

ابراهیم کارگرنژاد

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

ویدئو