شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرغ سحر

به شعر‌، وکالت دادیم از درد بنویسد
شعر را آن‌چنان پیچیده کردند
که درد‌، ناشناس ماند
به طنز‌، وکالت دادیم از درد بنویسد
چنان لودگی کردند که درد مسخره‌ی عام و خاص شد
درد را به دریا گفتیم‌، دریا خشکید
به کوه گفتیم‌، کوه فروریخت
به ناچار در موسیقی‌مان پنهان کردیم
درد‌، ملی شد‌!

اکبر اکسیر

تک نگاری

می‌بینمت حسین!

می‌بینمت حسین!

سیدعلی صالحی

سماع دوگانه‌ها

سماع دوگانه‌ها

میترا فردوسی

شعرها

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

دست نگه دارید‌!

دست نگه دارید‌!

فرخنده حاجی زاده

تکرار

تکرار

محمد زندی