شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

غریب و غمزده‌ و بی‌گناه

غریب و غمزده‌ و بی‌گناه... همسایه!
نجیب و خسته‌دل و بی‌پناه... همسایه!
چه درد بیشتر از این که با گلوله و آه
جوانی‌ات شده باشد تباه... همسایه!؟
زمان به خاک بیفتد تو آه اگر بکشی
زمین بسوزد از آن سوز آه... همسایه
چگونه مرهم زخمت شوم؟ تو لب تر کن
که جان کم‌ است... جهان را بخواه همسایه!
تو درد می‌کشی و من به گریه می‌افتم
تو بغض می‌کنی و من نگاه... همسایه!
برای لاله‌ی پژمرده در مزار شریف
رواست گر که بپوشم سیاه... همسایه!
اگرچه باغ تو خشکیده، می‌رسد روزی
در آن دوباره بروید گیاه... همسایه!
هوا اگر چه زمستانی است... دل خوش‌دار
بهار می‌رسد از گرد راه... همسایه!

لیلا مهذب

تک نگاری

شعرها

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک