شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فانوس

فانوس روشن کن! 
شب اتفاقی نیست...
خورشید خاموشه، 
این‌جا چراغی نیست...

فانوس روشن کن! 
تا عشق پیدا شه
تا ماهیِ این تُنگ 
راهیِ دریا شه

پنهون نشو تو شب!
این راه مسدوده
خاموش می‌میریم...
تا بوده این بوده

تا بوده غم بوده 
رو شونه‌های ما
تقدیرو بشکن تا 
روشن بشه فردا

از کینه خالی شو! 
از هر چی تاریکه
دریا تو چشماته! 
خورشید نزدیکه

این خواب سنگینو  وقفِ پریدن کن!
شب اتفاقی نیست... فانوس روشن کن! 

حسن علیشیری

تک نگاری

یک رومنس خانوادگی

یک رومنس خانوادگی

فرشاد سنبل‌دل

حصر خانگی

حصر خانگی

علی باباچاهی

شعرها

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

ویدئو

و به نام عزرائیل

و به نام عزرائیل

افروز كاظم زاده

میوه های ملال

میوه های ملال

یدالله رویایی