شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبانه

میان خورشیدهای همیشه 
زیبایی تو 
لنگری‌ست ــ 
خورشیدی که 
از سپیده‌دم همه ستارگان 
بی‌نیازم می‌کند. 

نگاهت 
شکست ستمگری‌ست ــ 
نگاهی که عریانی روح مرا 
از مهر 
جامه‌یی کرد 
بدانسان که کنونم 
شب بی‌روزن هرگز 
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است. 


و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست ــ

 

آنک چشمانی که خمیرْمایه‌ی مِهر است!
وینک مهر تو:
نبردافزاری
تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم.

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم.
به جز عزیمتِ نا به هنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود.

میان آفتاب‌های همیشه
زیبایی تو
لنگری‌ست ــ
نگاهت
شکست ستم‌گری‌ست ــ
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روزِ دیگری‌ست.

احمد شاملو

تک نگاری

در جدال با خاموشی

در جدال با خاموشی

علی مسعودی نیا

نیم قرن خاص بودن

نیم قرن خاص بودن

سیامک بهرام پرور

شعرها

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

اثمر ابراهیمی

حقیقت دارد

حقیقت دارد

حامد رحمتی