شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زمهریر

زمهریر
فراتر از مهر
نقر می‌کند مهرگیاه را
در ریشه‌ی صبح
بخوان به خود
این دهان پیری یخ‌زده را
که حرز بسته نام جوانیت را
بر بازو
نامت از روز کمانه می‌گیرد
چون جوی شیری که دهان کودکیم را 
به خانه آورده
با قوس و قزح در بغل
روز می‌لخشاند* ریشه بر تن یاقوت سرخ
تا ظلمات در الماس
جاودانه ماند.
* صورت قدیمی لغزاندن
 

معصومه احمدی

تک نگاری

شعرها

سریده از سرا به سرسرا

سریده از سرا به سرسرا

لیلی گله داران

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی