شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بی هراسِ اندوه

بی هراسِ اندوه
بی هراسِ مرگ
حرف روشنی‌ست نجوای بهار
با حزن آدمی ‌

پرنده‌ بر آفتاب صبحگاه
می‌خواند،
بی هراس
در چشم جهانی که
مرگ آزاد است و
بوسه و آغوش در بند.

به تو فکر می‌کنم
اضطرابی می‌دود در زمان
به تو فکر می‌کنم
ترسی می‌نشیند
به تو فکر می‌کنم
پی حرفی
راهی،
برای نزدیک شدن لب‌هامان
بهار می‌آید

علیرضا عباسی

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

شعرها

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

در میانه‌ی راه

در میانه‌ی راه

امید نیکبخت

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی