شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اتوبانی که به فردا می‌رود
دریچه‌ای دارد
که آدم را به زیرزمینی نمور

ای روز سنگین
نشسته بر گرده
کی شانه خالی کنم که بیفتی!؟

ای روز چرخان

بر اثر برخورد با کبوتری سقوط کرد
هواپیمایی که بر پشت‌بام خانه‌مان افتاده...

تک نگاری

شعرها

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی