شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌که آهوان را به‌یاد بیاورد

این‌که آهوان را به‌یاد بیاورد
و معصومیت آن‌ها را
کلمه‌ای است که توضیح نمی‌دهد گاهی
سایه می‌کشد اما بر‌روی چهره‌ها و نام‌ها
اما چه شد که من این‌قدر
از خود دور شده و درست
به یادم نیست
چگونه به خود برگردم
چون برگشتن نام دوباره‌ام
که باز به یادم نیست
نه پوست پلنگ به تن داشتم انگار
در فاصله‌ی دو برگ
که اندوهی سرزمینی را به غفلت کشت
بعد اما چگونه به من رسید
گلی که دوست ندارم به روزمره وصل شود
زرد است اما برای طرح این موضوع 

لیلا کردبچه

شعرها

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی