شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تا ابربغض فرو‌ریزد

می‌گذرم
با نشانه‌هایی
که فرصت عشق نداشت
چون منقاری که می‌سوخت
بر عطوفت این دریا
تا ابربغض فروریزد
که این دل در کمند تو خواهد فرسود
چون رمه‌ای که به خواب فرو‌می‌رود 

اینک منم که زنگوله به‌دست می‌گذرم

تو هرگز فرشته را به گناه نمی‌یابی
وقتی که می‌آموزی
جادوی این مرگ را
 

یارمحمد اسدپور

تک نگاری

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

جای امن

جای امن

واهه آرمن

ویدئو