شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در ضلع شمالی معدن سرب و روی تفت، یک معدن قدیمی تقریبا...

اما اگر که پشت پنجره مانده باشد نور،
و شب شره کرده از لای در
و مهتاب لقِ بلند،...

کابوس چوانگ تزو

پروانه‌‌ها هنوز هم گاهی به موزه‌ی تاریخ طبیعی...

آن‌ها نامه‌های بسیار نوشته‌اند
نامه‌های تاخورده
...

اقل      کم      بود      گم     ...

چرا که    من    می بینم
فرا رسیدن   آن   ...

جهان خوردمْ و  کارها راندم و عاقبت کارِ آدمی مرگ است. 

   ...

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

تو در جانِ منی... دوری نکن دردت به جانِ من!

حامد ابراهیم پور

به صورت رشد‌نیافته

به صورت رشد‌نیافته

فرخنده حاجی زاده

بشمارها

بشمارها

محمد اشور

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی