من از سرانجام آن بوسه 
به نوشته‌ای بر سنگ 
بدل شدم 
که خزندگان از جستن
 و باران‌ها از شستنم 
عاجزند 
کوبیده بر ذهنی معیوبم 
با ماری در شقیقه 
که ارث در ارث 
زاده می‌شوم 
چنگ می‌کشم به گرده و موهایم 

و زمان انگار 
پراکنده فراموشیِ مرا
در جای‌جای جهان سنگ شده...

کلمات کلیدی : شعر | مجله شعر |

 شاعر : وسعت‌الله کاظمیان دهکردی