شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پنجره‌ی اتاق

برای همیشه پنجره‌ی اتاق را به روی آفتاب بستم
می‌دانستم
سال‌هاست
جهان مرا فراموش کرده است
فقط هر وقت
که به بیمارستان می‌رفتم
که بارها رفته‌ام
به دیدار من می‌آمد
با دسته‌گلی پژمرده
اما هیچ‌وقت
این جهان کلامی از شعر من
از شراب
از امید نگفت
من زیر باران رفتم
سال‌ها زیر باران خفتم.
 

احمدرضا احمدی

شعرها

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی