شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جهان فصلی از فنجان تو بود

جهان فصلی از فنجان تو بود
        وقتی غروب زخمی از کنار واگن گذشت
و ایستگاه از چشمان تو پیاده شد
     جهان برگ دوم شناسنامه‌ی تو بود
         وقتی من خودم رابه زندگی زدم
گلوله تمام کرده بود روز را
   سراسر خیابان از نگاه من خیس بود
           روزنامه‌ها نوشته بودند
چه چشمان قشنگی
           : خانم این چشم‌ها را چند گرفته‌اید

محمود محمودی

شعرها

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک