شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جهان فصلی از فنجان تو بود

جهان فصلی از فنجان تو بود
        وقتی غروب زخمی از کنار واگن گذشت
و ایستگاه از چشمان تو پیاده شد
     جهان برگ دوم شناسنامه‌ی تو بود
         وقتی من خودم رابه زندگی زدم
گلوله تمام کرده بود روز را
   سراسر خیابان از نگاه من خیس بود
           روزنامه‌ها نوشته بودند
چه چشمان قشنگی
           : خانم این چشم‌ها را چند گرفته‌اید

محمود محمودی

شعرها

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی

مگس

مگس

علیرضا آبیز