شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبِ شوری‌ست

...

شبِ شوری‌ست
که دل
می‌چرخاند خورشیدِ زخم.
گیسویِ نظرت را
بر  قعرِ جمالِ شهیدَت بتابان
  [قهرِ شلالت را
مسیحایِ مارپیچَت را].

_ با چه کسی 
این‌گونه رقصیده‌ای
که رقص این‌گونه
نازکانه از ساقِ تو می‌پَرَد؟!

میانه‌ی تن و جان
راه‌های اندکی‌ست
اما ظریف
چون نَفَس بر نقشِ پروانه‌ای
[خورشیدی معطر
خورشیدی غریب]
با جان‌هایِ شبانه‌ای
تبخیرشده در رنگ.

بهنود بهادری

تک نگاری

در  ستایش جدیت نظری

در ستایش جدیت نظری

علی مسعودی‌نیا

بلعیدن عطر وقت

بلعیدن عطر وقت

شهاب نادری مقدم

شعرها

گریه نکن بانو

گریه نکن بانو

بهمن مهرابی

دلت دلفینی ست

دلت دلفینی ست

شاهین غمگسار

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی

حقیقت دارد

حقیقت دارد

حامد رحمتی