شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تنهاییِ تحویل

 

افتاده بود  روی شکم
که حرص می‌زدم 
از دهان به دهان 
نفس به نفس 
زبان‌های مشترک 
و ساعت‌های اول سال 
عقربه روی عقربه 
این دست‌های من بود که چنگ می‌زد 
ران‌های سرد و سفید عقربه‌ها را 
در تنهایی تحویل 
و ماه همچنان سکه‌ای بود یک‌رو

طاق باز بودم 
که آسمان حول زمین می‌گشت 
با دندان‌های آبی و صورتی شسته 
و بوی نعنا می‌داد
و تنفس‌های مصنوعی‌اش
انگار حوالی گردنش بود
مهره‌هایی زیرخاکی 
 به رسمی تازه آویزان شده بودند 
و صدای قلب بود که دایره می‌شد گردِ گوش‌ها 
به پشت خوابیده بود
که تپه‌های ماهور 
راه دوری را نشانم دادند 
با صنوبرها و بلوط‌های کهن‌سال 
راهی که از راه می‌رسید 
کشیده از غرب تا جنوب 
و خورشید غروب پررنگی می‌شد 
پشت به دیوار اتاق
اما هنوز خبر از آتش نبود 

از خواب که بیدار شدم
فکر کردم 
لابد به پهلو خوابیده‌ام 
که  بهار این‌طور 
و باران آن‌طور
 گردن کشیده
سرش را بالا آورده
و به یاد قبل 
تمام خیابان‌های شهر را شسته است.
و من به شکل جنین خوابیده بودم 

رسول رخشا

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

پیشواز

پیشواز

محمد رضا روزبه

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

تنهایی

تنهایی

محمود بهرامی