شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کندو شدن وقت باریدن غراب‌ها

کندو شدن وقت باریدن غراب‌ها
خط‌به‌خط آویزان از سکوت
درآوردن چشم‌ها در صبح
بریدن گلو در  ظهر
و مومیایی‌شدن در شب.
نسخه می‌گوید روزی سه بار
قارقار غریبی بر شکاف گلویم ماسیده است.

در شش‌ضلعی‌های مقعر
کمی سایه روی پس‌زمینه زیباتر است
چشم‌های خالی وضوح بیش‌تر می‌طلبند.
کلاغ‌های مرده،
غشایی از کلاغ‌های مرده 
از گلویم اما پاک نمی‌شود.
 

سامان صباغ پور

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

سگ جان

سگ جان

کوروش جوان‌روح

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری