شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برای کشته‌شدگان متروپل

 

آبادن
از رکس تا متروپل،
ارواح و گل‌های شیپوری
نام تو را می‌خوانند
بر سنگ فرش‌های خاک و خون.

حالا برادرانم را به‌جای مین‌ها کاشته‌اند
و خواهرانم را
سرافراز و سربریده 
در نخلستان‌های دور عروس می‌کنند

سرزمین دکل‌های روشن
کوسه‌های کارون را بگو
سیر بنوشید از خون فرزندانم
که این شروه‌هایِ رود رود
از خیال ِ دمام و خمپاره پُر است.

راد قنبری

تک نگاری

شعرها

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی

دو شعر ازفریبا الله وردی

دو شعر ازفریبا الله وردی

فریبا اله وردی زاده

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی