شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اکشن

 

هیچ تردیدی نیست
که تو بازیگر خوبی هستی
کارگردانان هم
کارِ خود را بلدند
صحنه و نور و صدا و تصویر
همه انگار به اندازه‌ی خود تجهیزند.
این وسط مانده هزاران گنجشک
و هزار گُل و لبخند که با «اکشن» ناقابلتان
دسته‌جمعی به کف کوچه فرو می‌ریزند.
لحظه‌ای
رو به جمعیتِ این صحنه بایست
و بگو
مرگ بی واهمه‌ی این‌همه آهو، آیا
صحنه‌آرایِ رگِ گردنِ آهخته‌ی کیست؟
 

سیدعلی میرافضلی

شعرها

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

مرگ، برهنه و تنها در زیر صاعقه

اقبال معتضدی

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی