شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فرض ِ متعلقِ اصلاً

...

فرض ِ متعلقِ اصلاً
خاصه‌هایِ ناشده‌عادی را 
جسم‌ می‌کند
خانوادگی  خوف‌انگیز

ظرفِ خجالتِ آگاهانه
لابد به جاهایِ مختلفی بوده
فی‌الجمله به پشت‌افتان
زبانه‌ کافکِ تعقید
 خاکی‌خراش‌ها

خش‌خشکی بر هاِمش
که حشو نباشد
و وقت‌گاه 
درختار 
جانوری رخت‌تکانده می‌‌آید
چرانده‌یِ بهاری‌هایِ هارهار

می‌خواند:
 عمری دراز بودم
گمارده به حَی‌یِز
بعد گفت نه
بعد هزار مرتبه می‌گوید نه

روزبه کمالی

تک نگاری

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

شعرها

رستاخیز

رستاخیز

شقایق شاهرودی‌زاده

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

تاریکی اشاره می کند: «تو»

تاریکی اشاره می کند: «تو»

نادره جلادت

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای