شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مادر

 

قرار بود ادامه‌ات باشم
قرار مکتوب در جواب آزمایش
آب به قالب یخ

نشد
خون شدم
و با ذات خونی خود 
                        جاری
شکل رگ در تن
شکل رود در جنگ
و شکل حبابی مضطرب
وقتی به چشم تاریخ زل می‌زدم

به دست‌های آغشته شک کردم
به سرخ و سیاه
به دیواری که می‌خواست و نه
به دامنی که  چرا دامنت راه ندارد
چرا دشتت گل
چرا میدانت گلوله دارد
شتک می‌شوم به تقویم
و نامم در گرگ‌ومیش گم
گریه می‌کنی و دست می‌کشی
دست می‌کشی و نمی‌شناسی
نمی‌شناسی و نمی‌رنجم
نمی‌رنجم
این حوالی هیچ‌وقت هوا در طبیعت خود نبوده/نیست‌
 

ندا ذات

شعرها

تهران

تهران

محمد ویسی

میدان

میدان

رضا ترنیان

امشو که فرگ تی تو وستم 

امشو که فرگ تی تو وستم 

 اقبال طهماسبی گندمکاری

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری