شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نای ابراز عشق در من نیست

نای ابراز عشق در من نیست، حرف‌هایم نگفته جان دادند
بوسه‌های خدانگهدارت، لذت و درد توأمان دادند
گرچه باران برای دل‌بستن، سوژه‌های جدید می‌بارید
آسمان و زمین به همدیگر، چشم‌های تو را نشان دادند
جز برای تو شعر ننوشتم، پس چرا شهر عاشقت شده ‌است؟
کفتران پریده از بامم، نامه را دست این و آن دادند؟!
رو به ساحل نشسته با صخره، از مکافات عشق پرسیدم
گفت: «تاوان شوق دریا را، موج‌های ترانه‌خوان دادند»
برف یعنی نگاه یخ‌زده‌ات، بر تن روزهای مردادی
چشم‌هایت ورای کشتن من، درس خوبی به آسمان دادند
سنگدل بودی و ندانستی، عشق یک اتفاق رؤیایی است
شعرهایم به‌جای سینه‌ی تو، شانه‌ی کوه را تکان دادند

فرزاد فتحی

شعرها

تو میوه‌های منی 

تو میوه‌های منی 

محمد شمس لنگرودی

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی