شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اولین دستی که مرا ورق زد

اولین دستی که مرا ورق زد
درختی بود سی‌ساله
روی پوستش خم شده بود
و
پاره‌ابری در رودخانه‌ام ماهی می‌گرفت
دستی بی‌وقفه طولانی شد
نامش طولانی بود
و ترسش را مثل پیراهن
جا گذاشت روی تصویری که سنگ نداشت
و بعد
شیهه‌هایم را صدا زدم که بدوید
اما اسبی در من
سم‌هایش را می‌برید
و برای گریه‌هایش چشم نداشت
گلویم را از آب گرفتم
همه‌چیز طولانی شد
سرفه‌ها طولانی شدند
و دستی که از رگ گردنم دور می‌شد

ابری مثل یک جنازه‌ی باد کرده
گورش را گم کرده بود
و حبابی که هر لحظه بزرگ‌ و تر می‌شد و
نمی‌ترکید
 

مصطفی فخرایی

تک نگاری

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی