شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

احساس می‌کنم
در بهترین دقایق این شام مرگ‌زای هم
هرگز نبوده قلب من...

 


تلخابِ ته‌نشین‌شده در دریاچه‌های منی1
...

وطن مابینِ دو آب بود
بدنی سخت و تراشیده
داعی و گرم
که صدای موج گرفته بود...

و انگشت‌هایش پیش از لوله‌‌ی تفنگ رسید
پیراهن پوسیده را رد کرد 

شعرها

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی