شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبیه دم که بعد از بازدم دارد دمی ‌دیگر 

...

شبیه دم که بعد از بازدم دارد دمی ‌دیگر 
غمی ‌تا می‌رود از یاد، می‌آید غمی‌ دیگر…
خدا را شکر باران غمم تا بند می‌آید 
همان هنگام می‌آید صدای نم‌نمی‌ دیگر 
چه بودم؟ چشم‌های وا شده بر عالم هستی
که این غم‌های پی در پی ز من زاد آدمی ‌دیگر 
مسیر مبهمی ‌دارم، به مقصد می‌رسم اما
دوباره بعد از آن دارم مسیر مبهمی دیگر 
خدا را شکر رفتی تا بفهمم تا کجا هستم
کمی‌ دیگر صبوری کن که می‌آیم کمی ‌دیگر…
هنوز ‌ای غم، شبیه صخره‌های استوارم، پس
بفرسا پیکرم با موج‌های محکمی ‌دیگر

شهاب‌‌الدین انوری

تک نگاری

مستندنگاری با غزل

مستندنگاری با غزل

کبری موسوی قهفرخی

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

ماهِ فراموشکار

ماهِ فراموشکار

فرامرز سه‌دهی

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

دهان خونی

دهان خونی

بکتاش آبتین