شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شبیه دم که بعد از بازدم دارد دمی ‌دیگر 

...

شبیه دم که بعد از بازدم دارد دمی ‌دیگر 
غمی ‌تا می‌رود از یاد، می‌آید غمی‌ دیگر…
خدا را شکر باران غمم تا بند می‌آید 
همان هنگام می‌آید صدای نم‌نمی‌ دیگر 
چه بودم؟ چشم‌های وا شده بر عالم هستی
که این غم‌های پی در پی ز من زاد آدمی ‌دیگر 
مسیر مبهمی ‌دارم، به مقصد می‌رسم اما
دوباره بعد از آن دارم مسیر مبهمی دیگر 
خدا را شکر رفتی تا بفهمم تا کجا هستم
کمی‌ دیگر صبوری کن که می‌آیم کمی ‌دیگر…
هنوز ‌ای غم، شبیه صخره‌های استوارم، پس
بفرسا پیکرم با موج‌های محکمی ‌دیگر

شهاب‌‌الدین انوری

تک نگاری

شعرها

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان