شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آن فلوتِ بی بُرهان

آن فلوتِ بی بُرهان
در شب‌های عریان 
از نای ندیمه‌ام بود...
دشتی خالی 
و بادی بدخیم
در روزی روشن 
بازاری سیاه 
 به راه انداختند
و مِلک‌ها را 
بی‌نامِ ملکه
معامله می‌کردند...
کمی آن‌طرف‌تر از 
پای ندیمه‌ام،
تکان می‌خوردم!
 تک‌تکِ نگین‌های زمُردَم 
به مَردُم
تقاص می‌دادند...
وقتی بُرهان من
از دهان افتاد
کمی آن‌طرف‌تر از دنباله‌ی شب
دکانِ فلوت‌فروشی
به نام ندیمه‌ام 
مانا شد...
 

فرزانه ولی زاده

تک نگاری

شعرها

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

ویدئو