شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مُنهدمانه‌ترین شکل مرگ

...

مُنهدمانه‌ترین شکل مرگ
دست‌های ظریفی‌ست
که دست را نه
که مو را نه
که این موریانه‌ی لطیف دهانت را می‌گیرد 
من سرخ‌ترین حالت انارم
که دانه‌هایم به انسداد جنگ با دست‌های تو
سفیده شده است
تو سفیدترین دست‌های دنیا را داری
و من بیهوده‌ترین جنگ را خودم به خودم می‌بازد 
از جریان پیچیده‌ی رگ
که می‌روی بر قلب
که می‌روی بر سر
تو از مچ‌هایم به زمین می‌ریزی
من در سرخ‌ترین حالت انار هم
به دست‌های تو فکر می‌کنم 
فقدان خنده
چپیده در کور سوی مسیر
و تو با چمدانی بسته
در کوچیده‌ترین حالتِ زمان
عقب‌گرد  می‌کنی
جغرافیای زمینی
که انسان
پیش از خودش
چمدانش می‌رود

میثم امیری

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

باد سر میکوبد

باد سر میکوبد

فهیمه جهان آبادی

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی