شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

افتاده بود  روی شکم
که حرص می‌زدم 
از دهان به...

 

حرف از هموارهای بی‌پشت 
از تپه‌های...

پس دندان به دندان دادم 
تا سندان پر آهنگ، آتشفشان آهن شود 
همین...

هی بی دلیل برگشت می‌دهد 
خون را
از رگ‌ها ی برگ به برگ 
...

به پرهیز و دوری که می‌رسد 
سرفه می کند گلویم 
از خشک به...

تک نگاری

شعرها

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

حسن زینلی مقدم

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی