شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رنج را سرودن

رنج را سرودن
درد را نواختن
غم را بافتن
کار آسانی است.
کار آسانی است 
نوشتن آب بر روی کاغذ 
و فروختن به تشنگان 
من رنج خویش را بیش‌تر از شما می‌شناسم
کلمات فقط لباس جلاد را گلدار می‌کند
شعرها قهرمان می‌خواهند 
قهرمانی جسورتر از شاعر خویش
که لبخند می‌زند
که می‌رقصد 
و چهارپایه را از زیر پای جلاد می‌کشد
قهرمانی که آب را چشیده است
از پای چشمــه شاعران داغدار
شاعرانی که پس از قتل‌عام گل‌ها
حالا سال‌هاست پای سنگ‌ها آب می‌ریزند
تا نام فرزندانشان ریشه بدهد در خاک
خاکی که تمام دریایش
خیره ماندن به یک بطری آب‌معدنی است
و رنج تشنگی.
اعتراف می‌کنم
هرگز فکر نمی‌کردم 
روزی 
گل، خون و سنگ
 هر سه یک معنی بدهند.

کاش روزی کودکی با شوق
این شعر را از دفترم 
... پاره کند و قایق کوچکی بسازد 
 

نوید سیادت

تک نگاری

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

گل فندق

گل فندق

کیوان نریمانی

شعرها

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

من به این خونه برنمی‌گردم

من به این خونه برنمی‌گردم

فاطمه شمس

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی