شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 آن‌سوی مرزها

 

هر لحظه زنده‌ماندن ما بدبیاری است
هر گامِ نبض بر تن ما زخم کاری است
از زندگی چه مانده برادر؟ چه مانده؟ هیچ
ما زنده‌ایم و زندگی از ما فراری است
ما زنده‌ایم، این نفس تلخ بی‌گمان
از یار و از دیار فقط یادگاری است
آن‌سوی مرزها چه خبر؟ عمرتان به کام
این‌سوی مرزها که خبر ناگواری است
بیهوده نیست ریشه‌ی هر واژه‌ی کهن
افغان برادرِ تنیِ گریه‌زاری است

آرزو بانوئی

شعرها

در باغ

در باغ

شاپور جورکش

 نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

نه این کوچه‌ی پیچ در پیج

سیروس رومی

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک