شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 آن‌سوی مرزها

 

هر لحظه زنده‌ماندن ما بدبیاری است
هر گامِ نبض بر تن ما زخم کاری است
از زندگی چه مانده برادر؟ چه مانده؟ هیچ
ما زنده‌ایم و زندگی از ما فراری است
ما زنده‌ایم، این نفس تلخ بی‌گمان
از یار و از دیار فقط یادگاری است
آن‌سوی مرزها چه خبر؟ عمرتان به کام
این‌سوی مرزها که خبر ناگواری است
بیهوده نیست ریشه‌ی هر واژه‌ی کهن
افغان برادرِ تنیِ گریه‌زاری است

آرزو بانوئی

شعرها

 اما ترافیک تردد گوزن‌ها به سوی ماه

 اما ترافیک تردد گوزن‌ها به سوی ماه

مظاهر شهامت

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

روشنم کن شبیه سیگارت

روشنم کن شبیه سیگارت

امیررضا وکیلی

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی