شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گرچه در روسریت پنهانند من از آن رازها خبر دارم


گرچه در روسریت پنهانند من از آن رازها خبر دارم
حرف خود را صریح می‌گویم من به زیباییت نظر دارم
بعد از این دوری عذاب‌آور، لحظه‌ای که بگیرمت در بر
لاف مردی نمی‌زنم دیگر لب اگر از لب تو بر دارم
به خداوندی خدا سوگند من از آن زن که در غم فرزند
مشت‌در‌مشت موی خود را کند حال و روزی خراب‌تر دارم
به کسی جز تو دل نمی‌بندم رفته‌ای و هنوز پابندم
از لج روزگار می‌خندم خنده‌ای روی لب اگر دارم
قلب من تیر می‌کشد شب‌ها می‌رود هی فشار من بالا
من سرم درد می‌کند اما باز هم میل دردسر دارم

مسلم محبی

تک نگاری

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

شعرها

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

این روزها،

این روزها،

ابراهیم کارگرنژاد

مرا از این‌که منم عاشقانه‌تر بنویس

مرا از این‌که منم عاشقانه‌تر بنویس

عادل سالم

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی