شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گرچه در روسریت پنهانند من از آن رازها خبر دارم


گرچه در روسریت پنهانند من از آن رازها خبر دارم
حرف خود را صریح می‌گویم من به زیباییت نظر دارم
بعد از این دوری عذاب‌آور، لحظه‌ای که بگیرمت در بر
لاف مردی نمی‌زنم دیگر لب اگر از لب تو بر دارم
به خداوندی خدا سوگند من از آن زن که در غم فرزند
مشت‌در‌مشت موی خود را کند حال و روزی خراب‌تر دارم
به کسی جز تو دل نمی‌بندم رفته‌ای و هنوز پابندم
از لج روزگار می‌خندم خنده‌ای روی لب اگر دارم
قلب من تیر می‌کشد شب‌ها می‌رود هی فشار من بالا
من سرم درد می‌کند اما باز هم میل دردسر دارم

مسلم محبی

شعرها

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

عطا ولدی

 عشق صورتی کاهگلی دارد

عشق صورتی کاهگلی دارد

مهدی اکبری فر

 جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

بابک دولتی