شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من از پستان گاماسیاب نوشیده ام

...

من از پستان گاماسیاب نوشیده‌ام
بر قلم دوش پراو نشسته‌ام
و زیرسایه‌ی بلوطها قد کشیدم

ته مانده‌ی جنگ
دهانم را تلخ می‌کند
یادگارِ فرهاد شیرین
دستمال ابریشمی‌ام
بیش از رقص‌ها
شریک اشک‌هایم است

دیریست دو مار
از سر ستیهندگی و بطالت
مغز جوانانم را می‌خورند
و غبار
این مهمان ناخوانده
چهره‌ی اندوه‌ناکم را نمایان‌تر می‌سازد
پا بر ترازو که بگذارم
وزن غم هزار برابر شادیست

محسن حسینخانی

شعرها

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی