شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چیزی به ارث برده‌ام

چیزی به ارث برده‌ام

از عمه‌های خاطی دستانم

از عمه‌های مرتجع هر دو گوشم.

پروانه‌های خشک‌شده

از بیخِ

زبان‌گنجشک بریده‌شده

چسبیده‌اند

به سقف اتاقم

به دوده‌های چراغم

به پوکه‌های خالی

میان استراحت گلدانم.

جایی که رفتم را

تازیانه می‌زند دستم

خیابانی

که بند آوردم را

به یادم می‌آورد.

صدای پر زدنشان

به تازیانه می‌خورد

به نرده‌ها می‌خورد.

از عمه‌هایم

از عمه‌های خاطی دستانم

که فشارم می‌دادند

بی آنکه بغل کنند

بی آنکه ببوسند

چیزی به ارث برده‌ام!

سارا صحرانورد فرد

تک نگاری

باد می‌گفت با باد

باد می‌گفت با باد

آنوشا نیک‌سرشت

قربانی نبوغ

قربانی نبوغ

رضا حیرانی

شعرها

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

تاریک/تاریکخانه‌ام

تاریک/تاریکخانه‌ام

پروین نگهداری

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

شهریار کوراوند

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود