شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تبار نامه

تبار من آبی

و رودهای خروشان

درون من جاری

اگر چه ترس و واهمه،

اگر چه در دل ابری

رنگ خوشه‌ی گندم

و طعم سیب

هنوز پابرجاست

 

و من

هنوز،

به اغوای آن تمناها

تنها، با وزش واژه‌های شورانگیز

خواب می‌روم

و،

 شعر وارد خواب می‌شود

و مرا می‌سوزاند

و کلماتم پوست می‌اندازند

و من در بودن غوطه ورمی‌شوم

و،

 پروای پرواز در درون من می‌شکند

و نردبانی از کلمات مرا به آسمان می‌برد

و من می‌شنوم:

اگر آبگونه شوی!

آبی می‌شوی

چون دریا

محمد علییاری- زرندی

شعرها

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک